کاش می دانستی، من سکوتم حرف است،
کاش می دانستی، من سکوتم حرف است،
کاش می دانستی، من سکوتم حرف است،
حرف هایم حرف است،
خنده هایم، خنده هایم حرف است.
کاش می دانستی،
می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم.
کاش می دانستی، کاش می فهمیدی،
کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند،
یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند.
من کمی زودتر از خیلی دیر،
مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد.
تو نترس، سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد.
کاش می دانستی،
چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت،
در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست.
تازه خواهی فهمید، مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست
من نه عاشق بودم
نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم بودم ویک حس غریبی
که به صد عشق وهوس می ارزد....
برای خود خودم
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:37 توسط یاس
|

خدایا عاشقم گردان به آن شرطی که معشوقم تو باشی!