جان دگرم بخش
از ضعف به هر جــــا که نشستیم وطن شد
از گریه به هــــــر سو که گذشتیم چمن شد
جان دگرم بخش که آن جــــــان که تو دیدی
چندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد
پیراهنی از تار وفـــــــــــــــــــــا دوخته بودم
چون تاب جفــــــــــــــــای تو نیاورد کفن شد
هـــر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت
آن هـــــــــــــم صنمی بهر پرستیدن من شد
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 3:49 توسط یاس
|
خدایا عاشقم گردان به آن شرطی که معشوقم تو باشی!