گاه می اندیشم،
حمید مصدق
گاه می اندیشم،
خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی میشنوی،روی تو را
کاشکی می دیدم.
شانه بالا زدنت را،
-بی قید
و تکان دادن دستت که،
-مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که،
-عجب!عاقبت مرد؟
-افسوس!
-کاشکی می دیدم!
من به خود می گویم
«چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد؟»
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ساعت 16:48 توسط یاس
|
خدایا عاشقم گردان به آن شرطی که معشوقم تو باشی!