کاش...

در میان خارها هم می شود یک یاس بود
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
می شود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال نسیم
ساقه های هرزاین بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از کاش می شد هم نبود
هرچه بود احساس بودو عشق بود و یاس بود
...کاش
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 15:17 توسط یاس
|
خدایا عاشقم گردان به آن شرطی که معشوقم تو باشی!